پاورپوینت سيّدمحمّدباقر وحيد بهبهاني

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن پاورپوینت سيّدمحمّدباقر وحيد بهبهاني :


وحید بهبهانی




مـحـمد باقر بن محمد اکمل بهبهانی, معروف به وحید بهبهانی این مرد شاگرد سید صدر الدین رضوی قمی شارح وافیه, و او شاگرد آقا جمال خوانساری است.
وی از علمای دوره صفویه می‌باشد, که بعد از اینکه حوزه اصفهان از انقراض صفویه از مرکزیت افتاد در اثر فتنه افغان به عتبات عالیات مهاجرت کردند.
وحـیـد بهبهانی کربلا را مرکز قرار داد و شاگردان بسیار مبرز تربیت کرد . همچنین او در راه دفاع از اجتهاد و مبارزه با اخباری گری که در آن وقـت سـخت رواج یافته بود مبارزه پیگیری کرد. وحید بهبهانی نسب به مجلسی اول می‌برد, یعنی از نواده‌های دخـتری مجلسی اول (البته به چند واسطه) است, و او آمنه بیگم همسر ملا صالح مازندرانی بوده کـه زنـی فـاضـلـه و فـقـیـهـه بوده است, گاهی آمنه بیگم مشکلات علمی شوهر فاضل خود را حل می کرده است.

[1] آشنایی با علوم اسلامی, ص307 .



فهرست مندرجات

1 - ولادت
2 - خاندان
3 - مهاجرت به بهبهان
4 - سفر به کربلا
5 - مبارزه با اخباری گری
6 - جایگاه علمی و اجتماعی
7 - تالیفات
8 - اساتید
9 - شاگردان
10 - وفات
11 - عناوین مرتبط
12 - پانویس
13 - منبع


ولادت

ولادتش در سال 1117 ه ق در اصفهان, به فاصله چند سال پس از درگذشت مجلسی بوده است او در دامـن مـادر مـهـربان و پدر بزرگوار رشد و نما کرد و پس ازرشد و نما, در آغاز امر در بهبهان سکونت گزید و در اواخر به کربلا انتقال یافت.
عـلامـه بـزرگوار, مرحوم آقا محمد باقر اصفهانی, یکی از بزرگترین و نامورترین فقیهان نامدار می باشد که از دویست سال پیش تا عصر ما, خود و شاگردانش از استوانه های بزرگ فقهی به شمار آمده و سرمنشا تحولات عظیم در فقه و دفاع از آئین پاک تشیع بوده اند.
او یـکـی از نـام آورترین مشعل داران علم اصول فقه در تاریک ترین دورانهای حیات علمی آن بوده است که به حمایت و دفاع از آن برخاست و علم اصول را از نوپایه گذاری و احیا نمود.
اسـتـاد اکبر و مروج شریعت سید البشر, علامه ثانی و محقق ثالث, آقا وحیدبهبهانی, یکی از اکابر فقهای اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری قمری می باشد او از شاگردان سید صدر الدین رضوی قمی, شارح وافیه, و او شاگرد آقا جمال خوانساری بوده است, و پدرش محمد اکمل شیرازی فاضل عصر خویش, از شاگردان مبرز شیخ جعفر قاضی و ملا میرزا محمد شیروانی و علامه مجلسی بود,و مادرش دختر نورالدین بن ملا محمد صالح مازندرانی و جده پدری مادرش, عالمه فاضله, آمنه بیگم دختر مجلسی اول و خواهر مجلسی دوم بوده است, از این رو ازاول به جد و از دومی به خال تعبیر آورده می شود.

خاندان


طـبق سلسله نسبی که در دست فرزندان و رجال فامیل ایشان است, نسب او با چهارده واسطه به شیخ مفید دانشمند والامقام و فقیه نامور اسلامی می رسد و از طرف مادر نیز نسبی بس بزرگ و شـریـف دارد, چه مادر وی نوه فقیه عالیقدر, مرحوم ملا صالح مازندرانی و داماد علامه مجلسی اول اسـت, و پدرش, ملا محمد اکمل, دراجازات و کتب خود از مجلسی اول و ملا صالح, به عنوان جـد, و از مجلسی دوم به دایی تعبیر می کند پس از بررسی شرح حال هر یک از این مردان بزرگ, پی می‌بریم که خاندان ایشان از نظر نسب بسیار بلندمرتبت بوده اند.

مهاجرت به بهبهان


وحـیـد بهبهانی که در اصفهان به دنیا آمده بود, پس از طی مراحل آغازین زندگی, در این شهر, هـمـراه پـدرش بـه بهبهان آمد و به تحصیل اشتغال ورزید, و شایدعامل مهاجرت پدر ایشان به بهبهان, بر اساس تصریح جمعی, برای مبارزه با مسلک اخباری گری باشد که توسعه چشم گیری در ایـن شـهـر یـافته بود در این شهر مردم را که اختلافی با هم داشتند, دعوت به برادری نمود, و بـیش از سی سال در این شهر به تدریس اشتغال ورزید و گروه زیادی از مردم را از اخباری گری رویگردان نمود.

سفر به کربلا

عـلامـه بهبهانی, پس از طی این مدت به کربلا عزیمت فرمود و علت آن را برخی این گونه نـوشته اند: روزی ایشان در بهبهان مشغول برگزاری نماز بودند و دربین دو نماز, خواجه عزیز کـلانـتر (حاکم وقت شهر) به ایشان گفت: ببینید بر اثردستوری که داده‌ام چه قدر مردم در نماز جماعت شما شرکت کرده اند و جمعیت چه قدر زیاد شده است این سخن وحید را منقلب نـمود و از بیم آنکه مبادا یک نفر نادان زنگ ریا را در دلش بنشاند, قصد عزیمت به کربلا را نمود و در سال 1159 ه ق به اتفاق تمام فامیل و بستگانشان بهبهان را به قصد عتبات عالیات ترک گفت.

مبارزه با اخباری گری


عده‌ای دیگر علت عزیمت او را این موضوع می دانند که نفوذ اخباریین در این منطقه زیاد شده بود و آقا می خواستند آن را ریشه کن سازند و در آن شرایط میسور نبود, بعد از ورود وحید بهبهانی به عراق او ابتدا به نجف اشرف رفت و در مجلس درس مدرسین آنجا شرکت کرد و پس از مدتی به کربلا مهاجرت نمود. آن وقت متوجه شد که استاد کاملی که بتواند از او اسـتـفـاده کند, وجود ندارد از این رو خود به کربلا انتقال یافت در کربلا نفوذ اخباری ها بسیار زیاد بود, به طوریکه وقتی برخی از آنها می‌خواستند کتابی را که قبلا در دست مجتهدین بوده است, به دسـت گیرند, دستمال بر دور کتاب پیچیده و آن را برمی داشتند, چون آن را نجس می دانستندو ایـن وضـع مـجـتـهدین در کربلا بود, وحید بهبهانی پس از ورود به کربلا و شرکت در مجلس درس آنان, روزی در صحن شریف ایستاد و با صدای بلند فریاد زد: (مردم! من حجت خدا بر شما هستم) علما و فضلا از هر طرف متوجه او شدند و دور او اجتماع نمودند و گف

لینک کمکی