پاورپوینت شبهه قصاص قبل از جنايت حضرت خضر

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن پاورپوینت شبهه قصاص قبل از جنايت حضرت خضر :


قصاص قبل از جنایت حضرت خضر (شبهه)




از شبهاتی که درباره داستان خضر و موسی (علیهماالسلام) مطرح شده این است که چرا خضر (علیه‌السّلام) جوانی را به قتل رساند, در حالی که مرتکب جرم نشده بود؟ و این‌مطلب با رویکرد‌های متعددی مورد پرسش واقع شده است که به آن‌ها اشاره می‌شود. در ادامه سعی شده که عمل حضرت خضر (علیه‌السّلام) را از نظر مقتضای نظام تکوین و تشریع بررسی نموده و سپس به مقایسه عمل خضر و امام علی (علیهماالسلام) پرداخته شده است.

فهرست مندرجات

1 - بیان شبهات
2 - نظام تکوین
2.1 - دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی
2.2 - دیدگاه شعرانی
2.3 - دیدگاه اهل‌سنت
3 - نظام تشریع
4 - اطلاع امام علی از شهادت و عدم قتل ابن ملجم
5 - مقایسه عمل خضر و امام علی
5.1 - تشریعی و تکوینی بودن عمل
5.2 - اجرای حد ارتداد از جانب خضر
5.3 - متفاوت بودن شریعت
6 - نتیجه وجمع‌بندی
7 - پانویس
8 - منبع


بیان شبهات


1. رویکرد فقهی: از نظر فقه کیفری, قصاص قبل از ارتکاب جرم و جنایت مشروع و قانونی نیست؛ حال این پرسش مطرح است که توجیه عمل خضر (علیه‌السّلام) از نظر شریعت الهی چگونه است؟
2. رویکرد کلامی: چه فرقی میان علم حضرت علی (علیه‌السّلام) به آینده ابن ملجم و علم حضرت به آینده جوان وجود دارد؟
چگونه می‌شود که وقتی امام علی (علیه‌السّلام) ابن ملجم را از ماجرای قتلش آگاه ساخت و ابن ملجم تقاضا کرد که آن حضرت, او را قبل از ارتکاب به قتل برسانند, علی (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: آیا قصاص قبل از جنایت کنم؟ در حالی‌که خضر می‌دانست که جوان مرتکب جرم نگردیده است و در آینده مرتکب جرم خواهد شد و او را کشت؟
آیا علم امام علی (علیه‌السّلام) درباره ابن ملجم مسئولیت آور نیست؟ اما علم خضر (علیه‌السّلام) در برابر عمل جوان در آینده مسئولیت آور بوده است.

نظام تکوین


مقتضای نظام تکوین خلقت و تدبیر و تصرف موجودات عالم از طریق علت و معلول بر مبنای حکمت الهی می‌باشد؛ یعنی هر پدیده‌ای در عالم است در اثر علت‌های خاص و با ضوابط مشخص ایجاد می‌گردد. گروهی با استفاده از این قاعده چنین پاسخ داده‌اند که خضر مامور تشریعی خداوند نبوده؛ بلکه مامور تکوینی بوده و از طرف خداوند بر اساس مصالح و حکمت الهی مامور به انجام این کار شده است. اعتراض موسی (علیه‌السّلام) بر اساس ظاهر و (نظام تشریع) صورت گرفته است.

دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی


یعنی همان‌طور که خداوند از ملائکه و بقیه موجودات؛ همانند: سیل, زلزله و ... برای ایجاد یک امر خاص استفاده می‌کند و تمام علت‌ها و موجودات در جهان مامور الهی هستند, خضر (علیه‌السّلام) نیز در این‌جا مامور انجام این امور خاص است؛ و شاید آیه شریفه 61 سوره انعام اشاره به همین‌مطلب باشد که می‌فرماید: (وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَیُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَهً حَتَّی اِذَا جَا َ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یُفَرِّطُونَ؛

[1] انعام/سوره6, آیه61.

و اوست که بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانی بر شما می‌فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جانش بستانند در حالی که کوتاهی نمی‌کنند.)

یعنی حضرت خضر (علیه‌السّلام), مانند یک فرشته که مامور به قبض روح است, مامور به قبض روح شده است؛ و این که می‌بینیم حضرت موسی (علیه‌السّلام) تاب تحمل کارهای خضر (علیه‌السّلام) را نداشته به همین خاطر بوده که ماموریت آن دو یکدیگر فرق داشته است. موسی (علیه‌السّلام) مامور به (ظاهر) و خضر مامور به (باطن) بوده است.

[2] مکارم شیرازی, ناصر, تفسیر نمونه, ج12, ص507-508, تهران, دارالکتب الاسلامیه, چاپ 6, 1368.



دیدگاه شعرانی


شعرانی در این‌باره می‌نویسد: لان تلک الافعال کانت من احکام روح الالهام الولائی.

[3] شعرانی, عبدالوهاب بن احمد, الطبقات الکبری المسماه بلواقح الانوار فی طبقات الاخیار, ج1, ص320, دار النشر:دار الکتب العلمیه - بیروت - 1418ه-1997م, الطبعه:الاولی, تحقیق:خلیل المنصور.


این اعمال, نشات گرفته از احکام روح الهام ولائی بوده است.

دیدگاه اهل‌سنت


خضر (علیه‌السّلام) در انتهای این داستان می‌گوید: (وَما فَعَلْتُهُ عَنْ اَمْری؛

[4] کهف/سوره18, آیه82.

من آن کار را از پیش خود نکردم.)
و روایات متعددی در منابع اهل‌سنت وجود دارد که این دیدگاه را تایید می‌کند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

1. مسلم از ابی بن کعب نقل می‌کند که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: اِنَّ الْغُلَامَ الذی قَتَلَهُ الْخَضِرُ طُبِعَ کَافِرًا وَلَوْ عَاشَ لَاَرْهَقَ اَبَوَیْهِ طُغْیَانًا وَکُفْرًا.

[5] قشیری نیشابوری, مسلم بن حجاج, صحیح مسلم, ج4, ص2050, ح2661, ناشر:دار احیا التراث العربی - بیروت, تحقیق:محمد فؤاد عبد الباقی.


جوانی را که خضر به قتل رسانید, کفر بر دل او نقش بسته بود (دیگر اسلام نمی‌آورد) و اگر زنده می‌ماند پدر و مادرش را در حالت طغیان و کفر به قتل می‌رسانید.


2. احمد بن حنبل نیز از ابن عباس روایت را این‌گونه نقل می‌کند که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: الْغُلاَمُ الذی قَتَلَهُ الْخَضِرُ طُبِعَ کَافِراً زَادَ ابو الرَّبِیعِ فی حَدِیثِهِ وَ لَو اَدْرَکَ لا رهق اَبَوَیْهِ طُغْیَاناً وَ کُفْرا.

[6] شیبانی, احمد بن حنبل, مسند احمد بن حنبل, ج35, ص60, رقم:21121.


جوانی را که خضر [علیه‌السلام] به قتل رسانید کفر بر دل او نقش بسته بود و ابو ربیع در حدیثش آورده که اگر بالغ می‌شد در حالت طغیان و کفر پدر و مادر خود را به قتل می‌رسانید.

حال چه مصلحت و حکمتی موجب این عمل و این ماموریت شده است؟ شاید بتوان از ظاهر آیه برداشت کرد که ایمان آن پدر و مادر در نزد خدا ارزش زیادی داشته است؛ آن‌قدر که اقتضا داشته است فرزندی مؤمن و صالح در همین‌دنیا داشته باشند و این فرزند خلاف این اقتضا بود و خداوند امر فرمود او را بکشند تا فرزندی دیگر بهتر از او و صالح به آن‌ها عنایت نماید و با این عمل ایمان آنها نیز محفوظ بماند. در حقیقت این کار لطفی بود که خداوند در حق این دو بنده صالح خود کرده است.

فخر رازی در این‌باره می‌نویسد: لان بقا ذلک الغلام حیاً کان مفسده للوالدین فی دینهم وفی دنیاهم, ولعله علم بالوحی ان المضار الناشئه من قتل ذلک الغلام اقل من المضار الناشئه بسبب حصول تلک المفاسد للابوین, فهلذا السبب اقدم علی قتله.

[7] رازی, محمد بن عمر, التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب, ج21, ص490.

[8] طباطبایی, سیدمحمدحسین, تفسیر المیزان فی القرآن, ج13, ص348, بیروت, دارالمطبوعات اعلی, چاپ اول.


زنده ماندن غلام, مفسده برای والدین در دین و دنیای آنها داشته است, شاید خضر [علیه‌السلام] از طریق وحی دانسته که ضرر ناشی از قتل غلام کمتر است از ضرر زنده ماندن او برای پدر و مادرش, و به این سبب اقدام به قتل او کرد.

نظام تشریع


نظام تشریع مربوط به قوانین و احکام عملی است که خداوند متعال برای هدایت انسان مقرر کرده و انسان موظف است با اختیار خود به این فرامین و احکام عمل کند. حکم قصاص قبل از ارتکاب جرم و سؤالی که در این رابطه مطرح شده, در محدوده نظام (تشریع) است. طبق این دیدگاه, آن پسر, جوانی بالغ و مکلّف بوده؛ چرا که واژه (غلام) به معنای جوان نورَس نیز به‌کار می‌رود؛ فخر رازی در این‌باره می‌نوسید: ان لفظ الغلام قد یتناول الشاب البالغ بدلیل انه یقال رای الشیخ خیر من مشهد الغلام جعل الشیخ نقیضاً للغلام وذلک یدل علی ان الغلام هو الشاب...

[9] رازی, محمد بن عمر, التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب, ج21, ص132, دار النشر:دار الکتب العلمیه - بیروت - 1421ه - 2000م, الطبعه:الاولی.


لفظ (غلام) گاهی شامل جوان بالغ می‌گردد؛ دلیل آن این است گفته می‌شود: نظر انسان بزرگ بهتر از نظر جوان است. در این مثال شیخ مقابل و نقیض غلام قرار داده شده است این دلیل بر این است که غلام همان جوان است.


و از آنجا که موسی (علیه‌السّلام) در اعتراض خود به خضر (علیه‌السّلام) می‌گوید (آیا نفس پاکی را بدون حکم و قصاص کشتی) دلالت بر این دارد که او بالغ بوده است؛ زیرا اگر غیر بالغ بود, حتی اگر کسی را می‌کشت, حکم او قصاص نبود. و این جوان بالغ گناهش یا (ارتداد) بوده؛ زیرا پدر و مادرش افرادی مؤمن بوده‌اند و او مؤمن به دنیا آمده و بعد از ایمان, کافر و مرتد شده و مرتد فطری حکمش قتل است چه توبه کند و چه توبه نکن.

.... فکون الغلام حینذاک کافرا دلیل کونه مکلفا! و کون ابویه مؤمنین یجعله مرتدا فطریا یستحق القتل و لا یستتاب و ان تاب لم تقبل, فخشیه ارهاقه ایاهما طغیانا و کفرا یهدّر دمه ثانیا بعد تهدره بارتداده, ... فحتی لو کان غیر بالغ لکان یحق القتل دفعا للافساد المحتوم.

[10] صادقی, محمد, الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السند, ج18, ص166, تهران: انتشارات فرهنگ اسلامی, چاپ دوم.


کافر بودن جوان دلیل بر مکلف بودن او است, و به این علت که پدر و مادر او مومن بودند سبب شد که او را مرتد فطری شده و مستحق قتل شده است. او توبه (ظاهری) داده نمی‌شود اگر توبه کند هم پذیرفته نیست. پس ترس کشتن پدر مادر توسط جوان از روی کفر و طغیان موجب هدر رفتن خون او بعد از ارتداد شده است ... حتی اگر غیر بالغ بود بازهم کشتن او از باب دفع فساد لازم بود.

در نتیجه جوان به دلیل اعمالش جایز القتل بوده است و اگر خضر (علیه‌السّلام) عمل خود را مستند به جنایات او در آینده می‌کند به این دلیل است که می‌خواهد بگوید این فرد نه تنها فعلاً مشغول به جرم است؛ بلکه در آینده نیز جرم‌های بزرگتری را مرتکب خواهد شد؛ لذا کشتن او طبق موازین شرع به سبب اعمالش بوده و نه این‌که از باب قصاص قبل از ارتکاب جرم باشد.

[11] سبحانی, جعفر, منشور جاوید, ج12, ص235, قم: مؤسسه امام صادق ـ (علیه‌السّلام).

[12] مکارم شیرازی, ناصر, تفسیر نمونه, ج12, ص507- 508, تهران:دارالکتب الاسلامیه, چاپ 6, 1368.



اطلاع امام علی از شهادت و عدم قتل ابن ملجم


در منابع شیعه و سنی و با چندین سند آمده است که امام علی (علیه‌السّلام) از ماجرای شهادت خویش خبر داده و ابن ملجم را به‌عنوان قاتل خویش معرفی می‌کنند؛ مرحوم شیخ مفید می‌فرمایند: وروی جعفر بن سلیمان الضبعی عن المعلی بن زیاد قال: جا عبد الرحمن بن ملجم - لعنه الله - الی امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) یستحمله, فقال له: یا امیر المؤمنین, احملنی. فنظر الیه امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ثم قال له " انت عبد الرحمن بن ملجم المرادی؟ " قال: نعم. قال: " انت عبد الرحمن بن ملجم المرادی؟ " قال. نعم. قال. " یا غزوان, احمله علی الاشقر " فجا بفرس اشقر فرکبه ابن ملجم المرادی واخذ بعنانه, فلما ولی قال امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام): " ارید حبا ه ویرید قتلی عذیرک من خلیلک من مراد " قال: فلما کان من امره ما کان, وضرب امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) قبض علیه وقد خرج من المسجد, فجئ به الی امیر المؤمنین, فقال (علیه‌السّلام): " والله لقد کنت اصنع بک ما اصنع, وانا اعلم انک قاتلی, ولکن کنت افعل ذلک بک لاستظهر بالله علیک ".

[13] شیخ مفید, محمد بن محمد, الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد, تحقیق مؤسسه آل البیت (علیه‌السّلام), ج1, ص12, نشر دار المفید, الطبعه الثانیه 1414 هجریه - 1993 میلادیه - بیروت. لبنان. ص. ب. 25/ 304.



عبدالرحمن بن ملجم, به نزد امیرمومنان علی (علیه‌السّلام) آمده و از آن حضرت خواست که به او اسبی بدهند؛ حضرت به او نگاه کرده و فرمودند: تو عبدالرحمن بن ملجم مر

لینک کمکی