پاورپوینت شهادت رسول خدا

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن پاورپوینت شهادت رسول خدا :


رحلت پیامبر اکرم




پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب‌های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش, سرانجام در روز دوشنبه, بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت

[1] شیخ مفید, الارشاد, بیروت, موسسه اعلمی, 1399ه.ق, ص189.

(در تاریخ وفات پیامبر اکرم احتمال زیادی بیان شده است و این بنابر قول مشهور علمای شیعه است)

[2] ابن هشام, السیره‌النبویه, مصطفی السقا و ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی, بیروت, دارالمعرفه, بی تا, ج2, ص658.

[3] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص521.

پس از چهارده روز بیماری

[4] یعقوبی, احمد, تاریخ یعقوبی, نجف, المکتبه الحدریته, 1384 ه.ق, ج2, ص178.

و کسالت, رحلت فرمودند و در هجر مسکونی خویش در جوار مسجدی که تاسیس کرده بود, به خاک سپرده شد.

فهرست مندرجات

1 - آخرین روزهای وفات پیامبر
1.1 - پیشگیری از بدعتها
2 - تخلف از دستور پیامبر
2.1 - لعن متخلفان
3 - وصیت پیامبر در لحظات پایانی
3.1 - همنشین در بهشت
4 - فاطمه و لحظ وداع با پدر
5 - کفن و دفن پیامبر
6 - پانویس
7 - منبع


آخرین روزهای وفات پیامبر


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شب پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی (علیه‌السّلام) را گرفته بود, همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی (علیه‌السّلام) فرمود: (جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می‌کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.)

[5] شیخ مفید, الارشاد, بیروت, موسسه اعلمی, 1399ه.ق, ص97.

[6] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص214.


پس به علی (علیه‌السّلام) گفت: (اگر من از دنیا رفتم, تو مرا غسل بده.)

[7] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص214.

در روایت دیگر آمده است که (فرمودند: به هر کسی وعده‌ای دادم, باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم, باخبرم سازد.)

[8] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص214.



پیشگیری از بدعتها


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که گویا از حرکات زنند برخی از زوجات و صحاب خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود, برای پیش‌گیری از بدعتها, فرمود: (ای مردم, آتش فتنه شعله‌ور شده و فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک, رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.)

[9] ابن هشام, السیره‌النبویه, مصطفی السقا و ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی, بیروت, دارالمعرفه, بی تا, ج2, ص654.

[10] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص216.


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از این هشدار به منزل "ام‌سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم.

[11] شیخ مفید, الارشاد, بیروت, موسسه اعلمی, 1399ه.ق, ص97.



تخلف از دستور پیامبر


سپس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: (مگر به شما امر نکردم که با جیش "اسامه" بروید؟ چرا نرفتید؟)
ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی‌توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.

[12] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص336.

[13] نیشابوری, مسلم بن حجاج, صحیح مسلم, ج2, ص325.


رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره‌ی فرماندهی "اسامه" می‌شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعن می‌زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است.رسول خدا در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می‌فرمود, سپاه اسامه را حرکت دهید.

[14] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص190.



لعن متخلفان


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: (نفذ و اجیش اسامه)
(وی در اینجا متخلفان از جیش اسامه را لعن کرد.)

[15] شهرستانی, عبدالکریم, ملل و نحل, ترجمه و تصحیح سید محمد رضا جلالینائینی, چاپ سوم, 1360, ج1, ص23.

[16] طبری, محمد بن ‌جریر, تاریخ‌الامم ‌و الملوک, ترجمه ابوالقاسم پاینده, تهران, اساطیر, چاپ اول, 1352, ج3, ص429.


سپس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان می‌گریستند.لحظاتی بعد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا بر ایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند.که عمر گفت: بیماری بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چیره گشته است, (ارجع فانه یهجر) برگرد؛ زیرا او هذیان می‌گوید.قرآن نزد شماست, کتاب خدا برای شما کافی است.

[17] ابن حبل, احمد, مسند احمد, دارصار, بیروت, ج1, ص355.

حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از اختلاف و سخنان جسارت‌آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: (برخیزید و از من دور شوید).

[18] ابن سعد, الطبقات‌الکبری, محمد بن صامل السلمی, الطائف, مکتبه‌الصدیق, 1414, الاولی, ج2, ص244.



وصیت پیامبر در لحظات پایانی


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حضور جمع, رو به حضرت علی (علیه‌السّلام) کرد و به او وصیت کرد و به ایشان فرمود: نزدیک بیا, سپس زره و شمشیر و خاتم و مهرش را به علی (علیه‌السّلام) داد و فرمود (برو منزل). پس از لحظاتی بیماری ایشان شدید شد و آنگاه که حالش بهتر شد, علی (علیه‌السّلام) را ندید.به زنان خود گفت: (برادرم و صاحبم بیاید) آنان به ابوبکر گفتند و آو آمد و باز پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جمله را تکرار کرد و این بار به سراغ عمر رفتند و عمر آمد؛ ولی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: (برادرم و صاحبم بیاید) "ام‌سلمه" فرمود: (علی (علیه‌السّلام) را می‌طلبد, به او بگوئید بیاید).

[19] طبری, محمدبن‌جریر, تاریخ‌الامم ‌و الملوک, ترجمه ابوالقاسم پاینده, تهران, اساطیر, چاپ اول, 1352, ج2, ص439.

علی (علیه‌السّلام) آمد و مدتی با هم به طور خصوصی و در گوشی صحبت کردند.وقتی از علی (علیه‌السّلام) پرسیدند, پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چه گفت؟
در پاسخ فرمود: به من هزار باب علم که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب شده بود, آموخت و چیزهایی را به من سفارش کرد که انجام خواهم داد.

[20] شیخ مفید, الارشاد, بیروت, موسسه اعلمی, 1399ه.ق, ص99.



همنشین در بهشت


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در همان حال چند مر

لینک کمکی